معنی دفزک شدن
7 بازدید
[ دَ زَ شُ دَ ] (مص مرکب) معقد و زفت و سفت و سطبر شدن و بستن مایعی: دفزک شدن شیر؛ کلچیدن آن. بستن آن. ستبر شدن آن. (یادداشت مرحوم دهخدا): تکبد؛ دفزک شدن شیر. تمطط؛ دفزک شدن آب. خثارة، خثر، خثران، خثور، خثورة؛ دفزک شدن شیر و چغرات گشتن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دفزک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر