معنی دفزن
7 بازدید
[ دَ زَ ] (نف مرکب) دف زننده. دف کوبنده. نوازندهٔ دف. آنکه از دف طبق اصول آوا برآورد. دفاف. صناج. (دهار): یا رب ستدی ملک ز دست چو منی دادی به مخنثی نه مردی نه زنی از گردش روزگار معلومم شد پیش تو چه دف زنی چه شمشیرزنی. (منسوب به لطفعلی خان زند). و رجوع به دف شود.
کلمات همقافیه با «دفزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر