معنی دفتردار

معنی دفتردار

6 بازدید
[ دَ تَ ] (نف مرکب) دارندهٔ دفتر. صاحب دفتر. دفتردارنده. || حافظ و نگهبان دفتر. || آنکه شغلش ثبت نامه ها در دفتر است. (فرهنگ فارسی معین). || خزانه دار. (ناظم الاطباء): توأمان او را دفتردار و کمربند کمترین. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی ص ۳۱). || مواظب مالیات. || محاسب. (ناظم الاطباء). حسابدار. || کسی که دفترهای حساب را به دستور حسابداری می نویسد. (لغات فرهنگستان). نویسندهٔ دفاتر حساب و نگهدارندهٔ آنها. در عهد صفویه وظیفهٔ اساسی و اصلی دفتردار عبارت بود از بایگانی کردن یا ضبط پرونده های دفترخانهٔ همایون اعلی، اما علی الرسم این صاحب منصب مسؤول توقیع و گذراندن بعض اسناد متعلق به دائره و دستگاه ایشیک آقاسی باشی و غیره نیز بود، و از رسومی که از امراء و دیگران وصول میشد وی سهمی بطور مستمر داشت. (سازمان اداری حکومت صفوی ص ۱۴۲): دفتردار مبلغ نه تومان مواجب... رسوم داشته. (تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص ۶۲). فصل پانزدهم، در بیان تفصیل شغل دفتردار دفترخانهٔ همایون اعلی. (تذکرة الملوک ص ۴۳). || رئیس ادارهٔ دفتر. || صاحب دفترخانه. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به دفترخانه در ردیف خود و دفتر اسناد رسمی ذیل دفتر شود.

کلمات هم‌قافیه با «دفتردار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید