معنی دفترخوان
6 بازدید
[ دَ تَ خوا / خا ] (نف مرکب) دفترخواننده. کتاب خوان. شاهنامه خوان. کارنامه خوان. کسی که در برابر پادشاه یا بزرگان دفترها را خواند. (فرهنگ فارسی معین). آنکه کتاب برای شاهی یا امیری و مانند آنان خواند. (یادداشت مرحوم دهخدا): ابوالحسن علی بن محمد شابشتی کاتب کتابدار عزیزبن المعز العبیدی و دفترخوان او بود که کتاب برای او می خوانده است. (یادداشت مرحوم دهخدا از ابن خلکان).
کلمات همقافیه با «دفترخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر