معنی دفاع
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) به صورت معرفه، علم است مر ماده گوسپند را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ دَفْ فا ] (ع ص) سخت دفع کننده: رجل دفاع عن عرضه؛ مردی ناموس پرست. (یادداشت مرحوم دهخدا). کثیرالدفع. (اقرب الموارد). || کسی که استخوان کاسه را یک سو کند تا بجای وی گوشت پاره آید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ دِ ] (ع مص) دور کردن از کسی. (از منتهی الارب). دور کردن. (دهار). دفع کردن از کسی. (تاج المصادر بیهقی) (از ترجمان القرآن جرجانی) (از اقرب الموارد). || همدیگر را راندن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مزاحم کسی شدن، گویند: سید غیرمُدافَع. هرگاه در سروری او مزاحم و رقیبی نباشد. (از اقرب الموارد). || دارادار کردن حق کسی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مماطله کردن حق کسی را. (از اقرب الموارد). || یاوری کردن و حمایت کردن کسی را. (از اقرب الموارد). || حریص و آزمند شدن و فرورفتن در کاری. (از اقرب الموارد). مُدافعة. و رجوع به مدافعة شود. || دفع شر. (ناظم الاطباء). || از دستبرد دشمن (انسان، حیوان) حفظ کردن. (فرهنگ فارسی معین). || بازداشتن. پس زدن. - ساز و کار (مکانیسم) دفاع؛ اصطلاحی در پسیکانالیز، حاکی از رفتاری که لاعَنْ شعور برای دفاع از محکومیت یا انتقاد خیالی یا احتمالی از شخص سر میزند. اینگونه رفتار انحاء مختلف دارد از قبیل: توجیه (تعویض محرکات غیراجتماعی با آنچه مقبول عموم است)، تکبیت (ممانعت از اشتغال خاطر به افکار پریشان کننده)، ترجیع (بازگشت به رفتار کودکانه و دلخوشی های بچگانه)، تجسم (منسوب داشتن انگیزه هایی که مورد قبول خویشتن واقع نشده به دیگران)، تمثل (ازآنِ خود تلقی کردن امیال و اهواء دیگران)، تعالی («لیبیدو» را متوجه به مقاصد مفید و مثبت کردن)، تقلیب (ظاهر شدن تنازعات روحی بصورت علائم جسمی). (دایرةالمعارف فارسی). || (اصطلاح فقه) در مقابل جهاد است و آن در موقعی است که دشمنان بر مردم مسلمان هجوم آوردند و حمله نمایند، و آن بر همهٔ افراد واجب است. دفاع از حقوق اولیهٔ هر فردی است جهت حفظ مال و جان و عرض و ناموس خود. (از فرهنگ علوم نقلی، از شرح لمعه ج ۲ ص ۳۲۵). || (اصطلاح حقوق) پاسخ طرف مقابل در هر دعوی. (فرهنگ فارسی معین). ادعای طرف مقابل دارندهٔ دعوی در مقابل تعقیب. رجوع به دعوی در همین لغت نامه و به فرهنگ حقوقی شود. - دفاع به معنی اخص؛ چنین است که مدعی علیه، حقوق ادعائی مدعی را انکار کند. (فرهنگ حقوقی). - دفاع به معنی اعم؛ آن دو فرد دارد: الف: ایراد، و آن چنین است که مدعی علیه ادعای مدعی را ماهیةً نفی نکند بلکه آنرا بنحوی که ایراد شده صالح برای جواب دادن نداند. ب: دفاع به معنی اخص. (از فرهنگ حقوقی). و رجوع به دفاع به معنی اخص شود. - دفاع مشروع؛ کسی که مورد تعرض قرار گیرد اساساً باید به قوای دولتی متوسل شود. ولی در موقع ضرورت (نداشتن وقت) می تواند به قوای شخصی از خود و دیگری و عرض خود و مال خود با رعایت شرایط خاص دفاع نماید، این دفاع را اصطلاحاً دفاع مشروع گویند و آنرا شرایطی است. رجوع به فرهنگ حقوقی و به مواد ۴۱ و ۱۸۴ و ۱۸۶ - ۱۸۸ قانون مجازات عمومی در ایران شود.[ دُفْ فا ] (ع اِ) موج بزرگ از دریا. (منتهی الارب). معظم موج و سیل. (از اقرب الموارد). || سیل بزرگ. || هر چیز بزرگ که بدان مثل وی دفع کرده شود. (منتهی الارب). چیز عظیم و بزرگ که بدان مانند خودش را دفع کنند. || کثیر و بسیار از مردم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دفاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر