معنی دفء
12 بازدید
[ دِفْ ءْ ] (ع اِ) شدت گرما. (منتهی الارب). نقیض شدت سرما. (از اقرب الموارد). ج، أدفاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || ناخوشی. (منتهی الارب). || شیر و پشم و بچهٔ ستور و مانند آن که نفع گیرند از وی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): {/Bوَ اَلْأَنْعََامَ خَلَقَهََا لَکُمْ فِیهََا دِفْ ءٌ وَ مَنََافِعُ وَ مِنْهََا تَأْکُلُونَ . ۱-۱۱۱۶:۵/}(قرآن ۱۶/۵)؛ و انعام را برای شما آفرید که در آنها «دف ء» است و منافعی، و از آنها می خورید. || آنچه بدان پوشش نمایند از پشم و صوف و مانند آن. (منتهی الارب). آنچه بدان گرم شوند از لباس و خیمه و بساط. (ترجمان القرآن جرجانی). آنچه گرم کند از پشم و پشم شتر. (از اقرب الموارد). پشم ستور و مانند آن که از وی نفع یابند و گرم شوند در سرما. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دهش. (منتهی الارب). عطیه. (ذیل اقرب الموارد از لسان). || پس بردهٔ دیوار. (منتهی الارب). پس ردهٔ دیوار. (ناظم الاطباء). «کن» و پناهگاه دیوار. (از اقرب الموارد): اقعد فی دف ء هذا الحائط؛ در پناه این دیوار بنشین. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دفء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر