معنی دعوی داشتن
7 بازدید
[ دَعْ تَ ] (مص مرکب) ادعا داشتن : چون تو دعویّ زور و زر داری دیده را کور و گوش کر داری.سنائی. - دعوی با کسی داشتن؛ بر او ادعا داشتن : به خون خود قسمها میخورم شاهد اگر این است نمیدانم بروز حشر دعوی با چه کس دارم. تنها (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دعوی داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر