معنی دعوی آوردن
6 بازدید
[ دَعْ وی وَ دَ ] (مص مرکب) ادعا کردن : وگر دعوی آرم به پیغمبری چه حجت کند خلق را رهبری.نظامی. نقض همت بین که از میدان نزهتگاه حشر شکر قاتل برده و دعویّ خون آورده ام. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دعوی آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر