معنی دعوا کردن
8 بازدید
[ دَعْ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، سخنان درشت گفتن. پرخاش کردن. سرزنش کردن. رجوع به دعوا شود. || نزاع کردن. ستیزه کردن. چاقو و کارد و چماق کشیدن و حریفان را زدن. این اصطلاح بین جاهلان و مشدیها و زورخانه کاران رواج دارد و کسی که در این کار دستی داشته باشد او را «دعوایی» و «دعواکن» و نزاعهای اسمی و مشهور او را «دعوا» نامند. (فرهنگ لغات عامیانه).
کلمات همقافیه با «دعوا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر