معنی دعقة
6 بازدید
[ دَ قَ ] (ع اِ) گروه شتران. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || باران که یک بار آید. (منتهی الارب). یک بار باران آمدن. (از اقرب الموارد). دعکة. و رجوع به دعکة شود. || حمله و فریاد. (از ذیل اقرب الموارد از تاج).
کلمات همقافیه با «دعقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر