معنی دعة
7 بازدید
[ دَ عَ ] (ع مص) آرمیده شدن. (تاج المصادر بیهقی). تن آسان و فراخ زندگانی گردیدن و راحت و آرام گرفتن. (از منتهی الارب). وَداعة. و رجوع به وداعة شود.[ دَ عَ ] (ع اِمص) اسم است از وَداعة، و تاء آن عوض واو است. (از اقرب الموارد). || راحت. تن آسانی. || فراخی زندگانی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سکینه و آرامش. (از اقرب الموارد). دعت. و رجوع به دعت شود.
کلمات همقافیه با «دعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر