معنی دعام

معنی دعام

7 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) ستون خانه. || چوبی که بر آن وادیج انگور و مانند آن نهند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، دَعائم. (منتهی الارب).
[ دُ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن عبداللََّه بن یأس ارحبی. شیخ و بزرگ کهلان، و برخی او را رئیس و بزرگ همهٔ قبیلهٔ همدان در عصر خود دانسته اند. دعام در یاری به دیگران و سوارکاری و زیرکی و جود شهرت داشت و در حدود سال ۲۹۸ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۷ از الاکلیل).
[ دُ ] (اِخ) ابن مالک بن ربیعةبن دعام اکبر، مکنی به ابوالصعب. جدی است جاهلی از قبیلهٔ بکیل و فرزندان او پنج بطن را تشکیل می دهند: أرحب، عمیرة، مرهبة، ذوالشاول و ذواللب. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۷ از الاکلیل).
[ دُ ] (اِخ) ابن مالک بن معاویةبن صعب بن دومان بن بکیل، مشهور به دعام اکبر. جدی است جاهلی از قبیلهٔ همدان. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۷ از الاکلیل).

کلمات هم‌قافیه با «دعام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید