معنی دعاباغی
6 بازدید
[ دُ ] (ترکی، اِ مرکب) منگله و یا علاقهٔ ابریشمین که در جوف آن دعای چشم زخم گذارند و بر گردن اسب بندند و اکنون یکی از زینتهای اسب است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دعاباغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر