معنی دعاب
8 بازدید
[ دَعْ عا ] (ع ص) مرد بامزاح. (منتهی الارب) (آنندراج). شخص بسیار لعب و مزاح. (از اقرب الموارد). شوخی کننده و لاغ گوی. شوخ. دعابة. و رجوع به دعابة شود.[ دِ ] (ع مص) مُداعبة. (از ناظم الاطباء). رجوع به مداعبة شود.
کلمات همقافیه با «دعاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر