معنی دشنائی
7 بازدید
[ دِ ئی ی ] (ص نسبی) منسوب به دِشْنی ََ که شهری است در مصر. رجوع به دشناوی و دشنی ََ شود.[ دِ ئی ی ] (اِخ) احمدبن عبدالرحمان بن محمد کندی دشنائی ملقب به جلال الدین و مشهور به ابن بنت الحمیری. فقیه شافعی قرن هفتم هجری، متولد در دشنی که شهری است به مصر. رجوع به احمد (ابن عبدالرحمان کندی) در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۴۳ و الطالع السعید ص ۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «دشنائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر