معنی دشن
6 بازدید
[ دَ ] (اِ) دستلاف، که سودای اول اصناف باشد. (برهان) (آنندراج). معرب آن داشِن است. (از منتهی الارب).[ دَ ] (ع مص) بخشیدن چیزی را. (از منتهی الارب). اعطا کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر