معنی دشمن شدن

معنی دشمن شدن

8 بازدید
[ دُ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) عداوت پیدا کردن. مقابل دوست شدن. کینه و خصومت یافتن با کسی : اگر این بنده آن شرایط درخواهد تمام ... همهٔ این خدمتکاران بر من بیرون آیند و دشمن من شوندی. (تاریخ بیهقی). کسی کز خدمتت دوری کند هیچ بر او دشمن شود گردون گردا.عسجدی. اگر دهر منکر شود فضل او را شود دشمن دهر لیل و نهارش.ناصرخسرو. بنشاند آب آذرش بگریزد آب از آذرش یک رکن او چون دوست شد دشمن شود آن دیگرش. ناصرخسرو. گرم دشمن شوی یا دوست گیری نخواهم دست از دامن گسستن.سعدی. من این پاکیزه رویان دوست دارم وگر دشمن شوندم خلق عالم.سعدی. ما را سریست با تو که گر اهل روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «دشمن شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید