معنی دشمن داشتن

معنی دشمن داشتن

7 بازدید
[ دُ مَ تَ ] (مص مرکب) مکروه داشتن و نفرت داشتن و تنفر داشتن. (ناظم الاطباء). خصم بشمار آوردن. ابغاض. (تاج المصادر بیهقی). احصاف. اصلاف. (منتهی الارب). بغض. تبغیض. (دهار). خزو. خوز. (منتهی الارب). شنأ. شناءة. شنان. (دهار). شنف. (تاج المصادر بیهقی). قلا. قلاء. قلی. (منتهی الارب). کراهة. کراهیة. کره. (دهار). مقاتة. مقت. (تاج المصادر بیهقی): علی هارون امت بود دشمن زآن همی دارد مر او را کش چنین آموخت ره فرعون و هامانش. ناصرخسرو. ای که مرا دشمن داری همی هست مرا فخر و ترا هست ننگ. مسعودسعد. من اینک دم دوستی می زنم گر او دوست دارد وگر دشمنم.سعدی. من سبیل دشمنان کردم نصیب عرض خویش دشمن آنکس در جهان دارم که دارد دشمنش. سعدی. چرا دوست دارم به باطل منت چو دانم که دارد خدا دشمنت.سعدی. حسود از نعمت حق بخیلست و بندهٔ بی گناه را دشمن میدارد. (گلستان سعدی). فِرک؛ دشمن داشتن زن شوی را و شوی زن را. (تاج المصادر بیهقی). قلاء، قلی ََ، مقیلة؛ دشمن داشتن و سخت ناپسندیدن کسی و گذاشتن او را. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «دشمن داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید