معنی دشمنکش
6 بازدید
[ دُ مَ کُ ] (نف مرکب) کشندهٔ دشمن. دشمن کشنده. کشندهٔ خصم. عدو کش : وزآن پس چنین گفت با سرکشان که ای نامداران و دشمن کشان.فردوسی. دو بهره ز گردان و گردنکشان چه از گرزداران و دشمن کشان.فردوسی. ضُبارم؛ مرد دلاور و توانای دشمن کش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دشمنکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر