معنی دسپینا

معنی دسپینا

8 بازدید
[ دِ ] (اِخ) (ملکه...) دختر کالوژان . زن مسیحی مذهب اوزون حسن. اوزون حسن هنگامی که در اوان شباب بود و امارت دیاربکر داشت دسپیناخاتون را به ازدواج خود در آورد. پدر دسپینا، کالوژان آخرین امپراطور مسیحی طرابوزان بود که به خانوادهٔ کامننی نسبت داشت. اوزون حسن از این همسر خود یک پسر و سه دختر داشت که یکی از آنها موسوم به مارتاخاتون به عقد مزاوجت شیخ حیدر پدر شاه اسماعیل اول درآمد. (از سعدی تا جامی، ادوارد براون ص ۴۴۸).
[ دِ ] (اِخ) دختر میخائیل پلیولوگوس . وی زن اباقاخان بود و معروف است که چون اباقاخان در سن سی ویک سالگی به سلطنت ایران رسید بموجب میل این همسر خود غسل تعمید یافت و قبول دین عیسوی نمود. (از سعدی تا جامی، ادوارد براون ص ۲۱).

کلمات هم‌قافیه با «دسپینا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید