معنی دسپوهر

معنی دسپوهر

7 بازدید
[ دَ ] (اِ) مرحوم دهخدا در مورد این کلمه در یادداشتی چنین نوشته است: این کلمه در کارنامهٔ اردشیر و بعضی متون دیگر پهلوی آمده است و آنرا شاهزاده معنی کرده اند، لکن به گمان من این کلمه مرکب از «وس» به معنی پس و «پوهر» به معنی پسر، و مجموع کلمه به معنی نوه (نبه) است که نرینه باشد: «کامهٔ ماست که او را به درگاه ما فرستی [ اردوان می نویسد به پاپک و اردشیر پسرخواندهٔ او را به دربار می طلبد ] و نزد ما آید تا با فرزندان و دسپوهرگان باشد». و در جای دیگر گوید: «و فرمود که هر روز با فرزندان و دسپوهرگان...». رجوع به واسپوهر در همین لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «دسپوهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید