معنی دست گسلیدن
7 بازدید
[ دَ گُ سِ / سَ دَ ] (مص مرکب) دست گسستن. - دست از دامن کسی یا چیزی گسلیدن؛ جدائی کردن. (از آنندراج). دست برداشتن : شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است دست طرب از دامن این زمزمه مگسل. حافظ.
کلمات همقافیه با «دست گسلیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر