معنی دست ساییدن
6 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) دست سائیدن. دست سودن. با دست لمس کردن. دست زدن. پرداختن : به چیزی که بر ما نیاید شکست بکوشید و با آن بسایید دست.فردوسی. پاینده باد عمرت، فرخنده باد روزت تا با نبید و ساغر پیوسته دست سایی. فرخی.
کلمات همقافیه با «دست ساییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر