معنی دستگیره
5 بازدید
[ دَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) آلتی از چوب یا فلز یا شیشه که برای گشودن و بستن در بر آن نصب کنند. گوی مانندی از چوب یا شیشه و فلز که بر درها تعبیه کنند تا با به دست گرفتن آن در را بتوان گشود و بست. قطعهٔ فلزی منحنی به درازای بدستی یا کمتر که بر وسط درها نهند و دو سر آنرا به در میخ کوب کنند و در را بدان گشایند و بندند. جای گرفتن دست که بر درها و یا هرچه باز و فراز شود تعبیه کنند. - دستگیرهٔ خطر؛ در قطار، آلتی حلقه آسا متصل به مفتولی که سر دیگر آن به آلات بازدارندهٔ چرخها از حرکت (ترمز) وصل است و بر طاق واگن تعبیه است و با کشیدن آن بسوی خود قطار از حرکت بازایستد. - دستگیرهٔ در؛ آلت تعبیه شده بر در که در را با آن باز و فراز کنند. - دستگیرهٔ دیگ؛ دو قطعه پارچهٔ چندلای بهم دوخته که با بندی به یکدیگر متصل است و هر قطعه را در دستی گیرند و به لبهٔ دیگ تکیه دهند تا در برداشتن دیگ از فراز آتش مانع سوختن انگشتان شود. دستمال دیگ. جعاله. - دستگیرهٔ کشو؛ جای گرفتن دست برای گشودن و بستن کشو.
کلمات همقافیه با «دستگیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر