معنی واژه دستگی
5 بازدید
[ دَ تَ / تِ ] (حامص) حالت و چگونگی دسته بودن. || (اِ مرکب) کنایه از همدست و ممد و معاون. (آنندراج). || پوستی که بجهت نشاندن باز و شاهین و جز آن بر دست کشند، از عالم بهله. (آنندراج). بهله. دستکش چرمی که بازدار بر سر دست کشد تا باز بر آن نشیند. || پوستی که افراد معاملات ضروری در آن نگاهدارند و هر وقت همراه ایشان می باشد. (آنندراج). دستک. رجوع به دستک شود.