معنی دستپز
8 بازدید
[ دَ پَ ] (ن مف مرکب) دست پخت. با دست پخته شده. دستی پز: نان دست پز. || (نف مرکب) آنکه نان در خانه پزد فروختن را نه در خبازی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (اِمص مرکب) دست پخت. پختن به دست.
کلمات همقافیه با «دستپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر