معنی دستپروردگی
7 بازدید
[ دَ پَ رْ وَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی دست پرورده. دست پرورده بودن. تربیت شده بودن تحت نظر کسی. رجوع به دست پرورد و دست پرورده شود.
کلمات همقافیه با «دستپروردگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر