معنی دستپاچگی
7 بازدید
[ دَ چَ / چِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی دستپاچه. دستپاچه بودن. تعجیل. عجله. شتابزدگی. (ناظم الاطباء). عجولی. استعجال. شتاب. اضطراب. (یادداشت مرحوم دهخدا). - با دستپاچگی؛ با عجله. با شتاب. بشتاب. شتابزده. - دستپاچگی کردن؛ تعجیل کردن. شتاب کردن. || سرگشتگی در کاری محتاج به شتاب. (یادداشت مرحوم دهخدا). || ترس از کشف سوئی نهان داشته. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دستپاچگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر