معنی دستپاش
6 بازدید
[ دَ ] (ن مف مرکب) با دست پاشیده شده. پراکنده شده بوسیلهٔ دست. نثار. - دستپاش کردن؛ با دست پاشیدن تخم و جز آن. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دستپاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر