معنی دستوار

معنی دستوار

7 بازدید
[ دَسْ تْ ] (اِ مرکب) عصا. چوبدست. چوبی که پیران در دست گیرند. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) عصا و چوبدستی و مانند آن. (آنندراج). دستواره. چوب ستبر و گنده که شبانان دارند و آن را باهو نیز گویند. (جهانگیری). باهو: همی رفت بر خاک بر خوارخوار ز شمشیر کرده یکی دستوار.فردوسی. زن و کودک و مرد با دستوار نمی یافت از تیغ او زینهار.فردوسی. که پیش تو دستان سام سوار بیامد چنین خوار و با دستوار.فردوسی. بود گرزهاشان سر گوسفند زده در سر دستواری بلند.اسدی. من اومید بسته بر آن قلم که دست جهان را بود دستوار. ؟ (از فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۱۵۹). وقت قیام هست عصا دستگیر من بیچاره آنکه او کند از دستوار پای. کمال اسماعیل آکلة اللحم؛ دستوار به آهن در گرفته. (دستور اللغة). || همدست و دستیار. (جهانگیری): به ایران بسی دستیارش بود چو خاقان یکی دستوارش بود.فردوسی. || یاره. (فرهنگ اسدی نخجوانی) (اوبهی). دست برنجن. (آنندراج). دستورنجن. (جهانگیری). صاحب تاج العروس به نقل از بصائر فیروزآبادی گوید سوار عرب به معنی دست برنجن معرب کلمهٔ فارسی دستوار است : تا دست ملک یافت ز تو دستوار عز شد پای بند دشمن دین دستوار ملک. مسعودسعد. بر پای ظلم هیبت او پای بند گشت در دست عهد دولت او دستوار باد. ابوالفرج رونی. || هر چیز که به مقدار دستی باشد. (برهان). پاره. مقدار دست.
[ دَ تِ ] (اِخ) دهی است از بخش دهلران شهرستان ایلام. واقع در ۲۴هزارگزی باختر دهلران و ۲هزارگزی شمال راه شوسهٔ دهلران به نصریان. آب آن از چشمه تأمین میشود. ساکنین آن از طایفهٔ مموس هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «دستوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید