معنی دسته دمیدن
6 بازدید
[ دَ تَ / تِ دَ دَ ] (مص مرکب) روئیدن و سر از خاک برزدن و بالیدن مجموعهٔ گل یا گیاه چنانکه دستهٔ نرگس و دستهٔ سنبل و دستهٔ بنفشه و جز آن : گر نوزد صرصر قهر تو بر کوهسار دستهٔ سنبل دمد تا به ابد از دمن. علی قلی بیک ترکمان.
کلمات همقافیه با «دسته دمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر