معنی دسته انداختن
8 بازدید
[ دَ تَ / تِ اَ تَ ] (مص مرکب) دسته افکندن. تعبیه و نصب کردن دسته به کارد و شمشیر و دیگر آلات و ادوات.
کلمات همقافیه با «دسته انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر