معنی دسته افکندن
4 بازدید
[ دَ تَ / تِ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) دسته انداختن. تعبیه کردن دسته بر کارد و شمشیر و دیگر آلات و ادوات. پیوستن دسته به آلات و ادواتی.
کلمات همقافیه با «دسته افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر