معنی دستنماز
6 بازدید
[ دَ نَ ] (اِ مرکب) در تداول عامه، وضو. دست وضو. و با فعل گرفتن صرف شود. کنایه از وضو باشد. (آنندراج). آبدست. وضو را گویند که شستن روی و دستها و مسح کردن سر و پاها باشد. (برهان): این دست نماز شسته از وی و آن روزه بدو گشاده درپی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دستنماز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر