معنی دستملوچ
7 بازدید
[ دَ مُ ] (ص مرکب) (از: دست + ملوچ، به معنی آلوده و ملوث). دست خورده. دست فرسوده. ملموس به دست. به دست ملوث کرده شده. (از لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی).
کلمات همقافیه با «دستملوچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وچ» برای سرودن شعر