معنی دستمرد
5 بازدید
[ دَ مَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) یار. یاور. مدد. کمک. مددکار. پشتیبان. دستگیر. پشت. یار و مددکار. (برهان): وین نیاید بدست تا بوده ست مرترا دست مرد و پای گذار.سنائی.
کلمات همقافیه با «دستمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر