معنی دستغاله
6 بازدید
[ دَ لَ / لِ ] (اِ مرکب) دسغاله (در لهجهٔ قزوین). آلتی آهنین تیز خمیده با دستهٔ چوبی علف بریدن را. علف چین. آلت علف چینی. (یادداشت مرحوم دهخدا). دستره. علف بر. داس. دستقاله. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دستغاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر