معنی دستزنان
6 بازدید
[ دَ زَ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال دست زدن. در حال کف زدن. و رجوع به دست زدن شود: چون زنان رقاص پای کوب و دست زنان. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۲۸). من اگر دست زنانم نه ازین دست زنانم. مولوی (از انجمن آرا). دست در دامن هر خار علایق مزنید تا برآئید از این خرقهٔ تن دست زنان. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دستزنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر