معنی دستدراز
6 بازدید
[ دَ دِ ] (ص مرکب) درازدست. آنکه دستهای وی دراز باشد. (ناظم الاطباء). دارای ساعد و بازوی دراز. طویل الید. || مرادف دست بالا و غالب و مسلط. (از آنندراج). زبردست. (از ناظم الاطباء). || درازدست و ظالم. (ناظم الاطباء). ستمگر.
کلمات همقافیه با «دستدراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر