معنی دستان سام
10 بازدید
[ دَ نِ ] (اِخ) دستان زند. دستان پسر سام، چه دستان لقب زال پدر رستم بوده است : تو پور گو پیلتن رستمی ز دستان سامی و از نیرمی.فردوسی. ببیند یکی روی دستان سام که بد پرورانیده اندر کنام.فردوسی. - پور دستان سام؛ پسر زال یعنی رستم : کدام است کاین را ندانم بنام یکی گفت این پور دستان سام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «دستان سام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر