معنی دستانبو
21 بازدید
[ دَ اَمْ ] (اِ مرکب) دست انبویه. دستنبویه. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی): یار دست انبو به دستم داد و دستم بو گرفت وه چه دست انبو که دستم بوی دست او گرفت.؟ و رجوع به دست انبویه شود.
کلمات همقافیه با «دستانبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر