معنی دستافکن
8 بازدید
[ دَ اَ کَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) دست افکننده. دست افگن. || کنایه از خادم و خدمتکار. (برهان) (انجمن آرا). خادم و پرستار. (آنندراج). خدمتکار. (ناظم الاطباء). پاکار. (برهان). || کنایه از عاجز و ناتوان. (برهان) (از انجمن آرا). مغلوب و زبون. (آنندراج). || کنایه از یادگار. (انجمن آرا). یادگار و نشان که از دست گذارند چون تصویر و خط و جز آن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دستافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر