معنی در گذاشتنی
6 بازدید
[ دَ گُ تَ ] (ص لیاقت) عفو کردنی. قابل عفو و بخشایش. قابل اغماض. - نادرگذاشتنی؛ غیر قابل عفو. غیر قابل اغماض. اغماض ناپذیر. بخشایش ناپذیر: در حلم و ترحم به منزلتی بود چنانکه یک سال به غزنین آمد از خراسان تقصیرها پیدا آمد و گناهان نادرگذاشتنی. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۱۳۱ و چ ادیب ص ۱۲۶).
کلمات همقافیه با «در گذاشتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر