معنی در نجف

معنی در نجف

7 بازدید
[ دُرْ رِ نَ جَ / دُ رِ نَ جَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فارسی حجرالقمر. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن). سنگی است سفید و شفاف مانند بلور که در میان آن موهای سیاه معاینه می شود و آن موها را به حضرت علی (ع) نسبت کنند و تعظیم نمایند. (از غیاث). بلوری که در نجف بدست آید و از آن هم در جاهلیت و هم در عصر عباسیان ظرفها و خاتمها کردندی و قسمی از آن را درّ مودار گویند برای چیزی چون موی که در درون دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا): روشندل از محبت شاه ولایتم در نجف شود ز صفا سنگ تربتم. میر ابوالقاسم (از آنندراج). در دل دواند ریشه چو موی در نجف خطی که راضی از لب لعلش برآمده. فصاحت خان راضی (از آنندراج). رجوع به این ترکیب ذیل در و نیز به در مودار در ردیف خود شود.

کلمات هم‌قافیه با «در نجف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید