معنی دریاوش
7 بازدید
[ دَرْ وَ ] (ص مرکب) دریافش. دریاکردار. همانند دریا. بحرسان. - دست دریاوش؛ کف بخشنده و کریم : امیر ارغون در راه دست دریاوش چون یاران نیسان گشاده گردانید. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «دریاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر