معنی دریافش
7 بازدید
[ دَرْ فَ ] (ص مرکب) دریاوش. دریامانند. دریاکردار. بحرسان در کثرت و بسیاری و موج زدن : با جیوش کوه پیکر و عساکر دریافش... بر اطراف ممالک شروان... معسکر و مخیم فرمود. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۷۵).
کلمات همقافیه با «دریافش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر