معنی دریابیدن
6 بازدید
[ دَرْ دَ ] (مص مرکب) دریافتن. اشعار داشتن. التفات کردن و ترمیم و مرمت نمودن و سر و سامان دادن : شغل همه درسنجی داد همه بستانی کار همه دریابی حق همه بگزاری. منوچهری. و رجوع به دریافتن شود. || آویختن و معلق شدن. (از ناظم الاطباء). ولی در لسان العجم شعوری (ج ۱ ورق ۴۲۲) به معنی « آویختن و صلب کردن» آمده که بقرینهٔ صلب کردن، معنی بدار کشیدن میدهد.
کلمات همقافیه با «دریابیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر