معنی درگور
7 بازدید
[ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در ۴۶ هزارگزی باختر بندرعباس و دو هزارگزی جنوب راه مالرو خمیر به بندرعباس با ۸۶۹ تن سکنه. آب آن از چاه و باران و راه آن مالرو است. مزرعهٔ حمزه محمدشاهی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دَ ] (اِخ) درگیر. دهی است از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در ۴۰ هزارگزی شمال باختری بندرعباس و ۵ هزارگزی شمال راه فرعی لار -بندرعباس، با ۴۰۵ تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۶۵ هزارگزی شمال خاوری میناب و سر راه مالرو کهنوج به رودان. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «درگور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر