معنی درگذشته
6 بازدید
[ دَ گُ ذَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) مرده. فوت کرده. متوفی: أسلاف، سُلاّف؛ پدران درگذشته. (منتهی الارب ). پادشاه یا شاه ماضی. پادشاه درگذشته. || تجاوز کرده. عبور کرده. - از حد درگذشته؛ خارج از حد. خارج از اندازه: فاحش؛ چیزی که از حد درگذشته باشد. فرط؛ پشیمانی از حد درگذشته. (دهار).
کلمات همقافیه با «درگذشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر