معنی درگذشت
7 بازدید
[ دَ گُ ذَ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) درگذشتن. فوت. وفات. موت. مرگ. مردن: درگذشت وی به رمضان سال فلان بود. بمناسبت درگذشت فلان مجلس یادبودی در فلان جا منعقد است. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به درگذشتن شود.
کلمات همقافیه با «درگذشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر